واحد خاکدان: بازگشت به نقاشی فیگوراتیو باعث خرسندی است

واحد خاکدان-نقاشmohr ekhtesasi

آرزو آلوستانی- سرویس هنرهای تجسمی هفت گاه: دومین نمایشگاه سالانه نقاشی و مجسمه خانه هنرمندان ایران با عنوان «سال ۲» در خانه ی هنرمندان در حال برگزاری است. در روز افتتاحیه این نمایشگاه (۱۴ مهر) خبرنگار سرویس هنرهای تجسمی هفت گاه گفت وگویی با واحد خاکدان، نقاش و پیشکسوت طراحی صحنه تئاتر و سینمای ایران ترتیب داده است. واحد خاکدان  از هنرستان هنرهاى زیباى پسران تهران در سال۱۳۴۹ و از هنرکده هنرهاى تزئینى در سال ۱۳۵۶ در رشته معمارى داخلى فارغ التحصیل شده است و دهها نمایشگاه انفرادى و گروهى در ایران و سایر کشورها برگزار کرده است. عمده ترین ویژگى آثار او پرداخت واقع نمایانه و فضاسازى‌هاى وهم آلود و رازآمیز است. در زیر می توانید متن گفت وگو را مشاهده فرمایید.

 ***

چند سال است مشغول نقاشی هستید؟

من در سن ۱۵ سالگی مدال طلای نقاشی اردوی رامسر را بردم و بهترین دانش آموز نقاش شدم. در آن زمان در اردوگاه رامسر سالی یک بار مسابقات کشوری برگزار می شد. این موضوع را گفتم که عرض کنم من از بچگی این کار را شروع کرده ام.

 سطح آثار ارائه شده در این نمایشگاه را چگونه ارزیابی می کنید؟

چون خود من درست زمان اوج نقاشی سقاخانه در ایران بود که با تجزیه و تحلیل هایی که با خودم کردم و گرایش هایی که در خود حس کردم به طرف فوگوراتیو رفتم، طبیعتا دیدن چنین نمایشگاهی از نسل جوان که چقدر به نقاشی فیگوراتیو علاقه نشان می دهند و بازگشت فیگور به نقاشی، این مسئله باعث خرسندی من می شود.

بازگشت به نقاشی فیگوراتیو چقدر در نقاشی ما و نقاشی نسل جدید تاثیر دارد؟

این یک پدیده ی کاملا جهانی است و از وقایعی است که در ارتباط با پست مدرنیسم دارد شکل می گیرد. و تمایل ما به فرمالیسم و آبستراکسیون در نقاشی و هنرهای تجسمی  روز به روز کم تر می شود.

 این به نظر شما پدیده ای مثبت است؟

از نظر من مثبت است چون همانطور که عرض کردم من ۴۰ سال پیش این را پیش بینی کرده بودم و خودم به طرف نقاشی فیگوراتیو رفتم. که در ابتدا در آن گرایش های سورئالیستی بود و در یک مقطعی گرایش های سوشال رئالیستی در آن بود وبعد به سمت رئالیسم مطلق رفت.

 در واقع سبک های هنری متفاوتی را تجربه کردید؟

این اتفاق برای هر آرتیستی می افتد و هر آرتیستی این بالا و پایین ها را دارد. یک موقعی کشش هایی به سمت مینی مالیسم پیدا می کند و یک موقعی به سمت فیگوراتیو برمی گردد. ولی من حدود ۴۰ سال است که در گرایش فیگوراتیو کار می کنم.

 شما برگزاری چنین نمایشگاه هایی با این تعداد آثار در کنار هم را مثبت می بینید؟

در این وضعیت کارها بهتر ارزیابی می شوند. در این نمایشگاه  آثاری حاضر است که از نقاشان جا افتاده ای می باشد که وارد بازار کار شده اند و کارهایشان مرتب در نمایشگاه ها تکرار می شوند و عده ی دیگری هم هستند که تازه شروع کرده اند. همه نوع کار در این نمایشگاه بود. در مجموع برگزاری چنین نمایشگاهی مثبت است فقط باید در انتخاب کارها دقت بیشتری به خرج داده شود که در حق بعضی ها اجحاف نشود واگر این اتفاق بیافتد که از همه نوع کار و از همه نوع آرتیست در کنارهم باشند بازده جنبه ی آموزشی آن بیشتر می شود.

 به نظر شما اگر سبک های مختلف نقاشی به صورت تخصصی در گالری ها نمایش داده بشوند بازدهی بیشتری ندارد؟

آنطور که برگزار کننده این نمایشگاه به من توضیح داد این نمایشگاه برگزیده کار کسانی است که در سال ۹۱ نمایشگاه داشته اند و کسانی که در سال گذشته فعالیت نکردند در این نمایشگاه حضور ندارند. چیزی که شما می فرمایید می تواند طبیعتا کار موثر تری باشد. باید تم آن چیزی باشد که یک نمایشگاه سالانه از همه نقاشان ایران در بر گرفته شود یا اینکه فقط تهران. باید در نمایشگاه یک محدودیتی داشته باشد. فارق التحصیلان جدید دانشکده ها، یا کسانی که سال گذشته نمایشگاه گذاشته اند یا بی ینال که در پیش است، که دو سالانه ی تهران هم در پیش است. که در آنجا هزاران نفر می آیند و داوطلب می شوند که کارشان را نشان دهند که از میان آنها شاید چند صد نفر انتخاب شوند.

این همزمانی نمایشگاه نقاشی با جشنواره غذای کره ای به نظر شما همخوانی داشت؟

من خودم خیلی متمایل هستم به برگزاری جشنواره ها و جمع شدن مردم. حتی توده هایی که آگاهی فرهنگی و هنری زیادی نداشته باشند که بتوانند از آنچه که ارائه می شود استفاده کنند. بنابراین چرا که نه! خیلی هم خوب است. آنهایی که آمده اند تا غذای کره ای بخورند شاید نقاشی هم تماشا بکنند و بالعکس. بنابراین مهم این است که چرخی به گردش در بیاید و مردم می توانند ضمن اینکه از غذای یک مملکتی لذت می برند از نقاشی هم لذت ببرند. حظ بصری و حظ چشایی.

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 + 10 =