پازلی ، به نام “سایه روشن”

یادداشتی بر فیلم ” سایه روشن” mohr ekhtesasi

سایه روشن

نیوشا کاظم نژاد-سرویس سینمایی هفت گاه: فرزاد موتمن کارگردان فیلم “سایه روشن” ، کسی بود که …فیلمش برای جشنواره امسال در بخش نوعی تجربه قرار گرفت ، فیلمی به گفته خود کارگردان “کلاسیک” که بیشتر با کلاسیک بودنش سبب گیجی مخاطب می شد .

فیلم “سایه روشن” تنها در یک لوکیشن روایت می شود و اتفاقاتی را در زمان های مختلف نشان می دهد. در سکانس اولِ فیلم با نمایی از یک ساختمان ویلایی مواجه می شویم و بعد دوربین وارد خانه می شود و داستان فیلم آغاز می شود .

داستانی که مخاطب را در بسیاری از سکانس های فیلم جا می گذارد و قصه را آنقدر پیچیده می کند که مخاطب گیجِ زمان فیلم می شود و روند فیلم از دستش خارج می شود و ترجیح می دهد سالن سینما را ترک کند .

فیلمنامه فیلم “سایه روشن” ، فیلمنامه ای چندلایه است و هر لحظه اتفاق جدیدی در آن رخ می دهد که هیچکس انتظارش را ندارد ولی آنقدر این پیچیدگی تکرار می شود که دیگر فیلم از قصه گویی خارج می شود و تبدیل به پازلی بهم ریخته می شود که مخاطب سینما باید این پازل را در کنار هم بچیند و کاراکترهای فیلم را در آن پیدا کند ، کاراکترهایی که هر لحظه رنگ عوض می کنند .

این بهم ریختگی این تصور را برای مخاطب بوجود می آورد که موتمن فیلمی برای مخاطب خاص ساخته است و برای مخاطب اش ارزشی قائل نشده، زیرا هر چقدر هم که بیان کننده ی سبک خاص و سینمای کلاسیک باشد ولی وقتی نتواند برای مخاطب قصه گو باشد فایده ای ندارد و نه می تواند اورا سرگرم کند و نه باعث شود که او از فیلم لذت ببرد.

فیلم “سایه روشن” داستانِ مردی به نام رامین است که گویا فراموشی دارد و در حین فیلم سعی می کند گذشته اش را بیاد بیاورد.

در راستای این اتفاق، موضوعات دیگری نیز مطرح می شود که زمان فیلم را مدام به جلو و عقب روانه می کند و آنقدر تو را از ارتفاع به پایین پرتاب می کند تا به پایان فیلم برسی ولی دوباره به صندلی خود بازمیگردی و حال آغاز قصه ای دیگر !

گیج قصه ی اول می مانی که با سقوط کاراکتر بعدی فیلم ، وقتی که از طبقه ی بالا به روی پله های همکف سقوط می کند، تو نیز بار دیگر با او روی پله ها فرود می آیی و همچنان که گیج این اتفاق هست که آیا او سالم است یا خیر ؟! با کاراکتر بعدی از جای خود بلند می شوی و دوباره به قصه باز می گردی!

در سکانس هایی از فیلم دیگر یادت می رود که در سالن سینما هستی و می نشینی و یک پرده از تئاتر را می بینی.

 ابتدا مجسمه هایی که در اتاق خواب رامین است تورا یاد اِلمان هایی در تئاتر می اندازد که همیشه به صورت اغراق آمیزی در پرده های نمایش دیده می شود و بعد موسیقی فیلم، موسیقی که با ریتمِ بازیِ بازیگران همگام است و کاملا تداعی گر نمایشی از یک تئاتر است.

 داستان از نگاه رامین روایت می شود ولی در بسیاری از سکانس ها دیگر تشخیص این موضوع هم برایت دشوار می شود.

ریتم فیلم “سایه روشن” بسیار تند است و همانطور که از اسمش پیداست وضعیت داستان نه سفید است و نه سیاه، فقط سایه روشن است مرزی بین خیال و وهم، حقیقت و دروغ !

همانند کاراکتر سایه (دختر رامین روشن) در فیلم که هر لحظه با داستانی که روایت می کند کنتراست فیلم را کم و زیاد می کند و تو می مانی که این خواب است یا واقعیت!

فیلم “سایه روشن” ، فیلمی چند پاره که سعی دارد داستان یک خطی را تعریف کند ولی آنقدر تکه های داستانش از هم دورند که به پازلی می ماند که یک تکه آن گم شده است و مخاطب ۱۱۰ دقیقه وقت دارد تا این بهم ریختگی را که در ذهن خود بوجود آمده ، مرتب کند ولی متاسفانه تا پایان فیلم این فرصت را پیدا نمی کند زیرا همزمان داستان هایی موازی با هم در قصه تعریف می شود که مخاطب را به مرز جنون می رساند.

“سایه روشن” مدام این سوال را در ذهن مخاطب به وجود می آورد که آیا عالم واقع وجود دارد و تو را تا مرز بین واقعیت و حقیقت جلو می برد ، شخصیت داستان به دنبال معجزه ای می گردد که به آدم ها فرصت دهند همه چیز را از نو شروع کنند.

فرزاد موتمن ، با انتخاب چند المان معین در فیلم علاوه بر فیلمنامه ، این فیلم را مخاطب خاص کرده است زیرا تمام شخصیت های داستانش چندین بار از طبقه اول خانه سقوط می کنند و هنوز زنده اند ! چرا زنده اند و چه اتفاقی رخ می دهد مشخص نیست !؟

تنها ما یک اتاق نشیمن می بینیم که مدام همه چیز در آن در حال تغییر است و فیلم هایی که در تلویزیون این اتاق دیده می شود، در قسمت هایی با فیلم ترکیب می شود که دلیلش مشخص نمی شود !

اتاق ممنوعه رامین که تنها طناب داری از سقف آن آویزان شده ، جای سوال را در زهن مخاطب ایجاد می کند که رامین چندبار خودکشی کرده ؟! آیا واقعاً خودکشی کرده است یا وهم و خیال است ؟

بهتر است بگوییم موتمن تنها فیلمی برای خودش ساخته است و حال اینکه چقدر موفق بوده یا نه را دیگر باید از خودش پرسید !!

ولی فیلمی که او امسال به جشنواره ارائه داد ، تنها فیلمی برای خودش و طرفدارانش بود تا او را حمایت کنند و عنوان کارگردان کلاسیک سینمای ایران را به او دهند .

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 3 =