شاعری که سیاست مدار بود

به مناسبت زادروز پابلو نروداهفت گاه

هفت گاه

سرویس ادبیات هفت گاه: در اشعارش روح زندگی جریان دارد. با آن ها می توانی دوباره زندگی را آغاز کنی. در اشعارش از صلح و آزادی، عشق و زندگی می گوید، اشعاری برای میهن و اندیشه های آزادی خواهانه.

نفتالی ریکاردو الیسر ری یس باسوآلتو معروف به پابلو نرودا یکی از تاثیر گذار‌ترین شاعران قرن بیستم، زاده ی شیلی است که زندگی اش گره خورده با شعر و سیاست است. پدر و مادر نرودا که از تهی‌دستان جامعه بودند؛ در شهر کوچکی به نام تموکو  زندگی می‌کردند. تمام خاطرات دوران کودکی نرودا که در شعرهای او بازتاب یافته است؛ درواقع از همین شهر کوچک الهام گرفته شده است. او از کودکی به نوشتن علاقه داشت و یکی از مشوقان او گابریلا میسترال، شاعر شیلایی برنده جایزه نوبل بود و نخستین شعرش را در سیزده سالگی سرود و برای اولین بار مقاله اش در شانزده سالگی در یک روزنامه محلی به چاپ رسید. نرودا در دانشگاه شیلی به تحصیل پرداخت و نخستین مجموعه‌ی شعر خود را تحت عنوان “بامدادان” در سال ۱۹۲۳ و مجموعه‌ی “بیست شعر عاشقانه و یک ترانه‌ی یأس‌آلود” را در سال ۱۹۲۴ منتشر کرد. با انتشار مجموعه های شعرش به شهرت رسید و همین مسئله باعث آشنایی او با دیگر شاعران و نویسندگان شد.

زندگی نرودا تنها به ادبیات و شعر محدود نمی شود بلکه مسئولیت اصلی او در جامعه در قالب یک دیپلمات تعریف می شد، از کنسولگری شیلی در بارسلون گرفته تا عضویت در حزب کمونیست شیلی و انتقاد شدید از سیاست های آمریکا در جنگ ویتنام. آنچه در زندگی پابلو نرودا اهمیت دارد این است که زندگی را با تمام جنبه های گوناگونش چه سوی لطیف و شاعرانه اش و چه سوی خشن و سیاست زده اش تجربه کرده است. نرودا را شاعر همه ی زمان ها می توان دانست و به همین خاطر است که پس از گذشت نزدیک به نیم قرن از مرگش اشعارش همچنان مورد استقبال قرار می‌گیرند و این استقبال حتی به نسل‌های بعدی نیز منتقل می‌شود.

امروز ۲۱ تیر ماه، زادروز ۱۱۰ سالگی پابلو نرودا شاعر صلح وآزادی است و ما در این با شعری از او زادروزش را جشن می گیریم.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

اگر سفر نکنی،

اگر کتابی نخوانی،

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

اگر برده عادات خود شوی،

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی …

اگر روزمرّگی را تغییر ندهی

اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،

یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

اگر از شور و حرارت،

از احساسات سرکش،

و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند

و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،

دوری کنی . . .،

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

اگر هنگامی که با شغلت،‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی

اگر ورای رویاها نروی،

اگر به خودت اجازه ندهی

که حداقل یک بار در تمام زندگیت

ورای مصلحت‌اندیشی بروی . . .

امروز زندگی را آغاز کن!

امروز مخاطره کن!

امروز کاری کن!

نگذار که به آرامی بمیری!

شادی را فراموش نکن

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × چهار =