” ۵ ستاره ” ی بی فروغ

یادداشتی بر فیلم ۵ ستارهmohr ekhtesasi

5setare -7gah.ir

اصلا پشیمان نیستم که در یکی از سینماهایی در تهران که بلیت ۲۰۰۰ تومانی می فروشد ، این فیلم را دیدم. فیلمی  که اگر ، قصه اش جور دیگری پیش می رفت یا کارگردانی اش شکل دیگری بود ، میشد به یکی از فیلم های آبرومند و پرفروش تبدیل شود.

در ابتدا که فیلم “۵ ستاره ” را می بینی یاد فیلم “دربند” شهبازی می افتی و اینکه امیر سمواتی یکبار دیگر خواسته تهیه کنندگی فیلمی را بر عهده بگیرد که راجب مشکلات دانشجویی ست ولی در ادامه متوجه میشوی که خود فیلم هیچ ربطی به ابتدای آن ندارد.

 گویا اگر شخصیت اول فیلم در ماشین گرانقیمت دوستش (لیلا بلوکات) نشیند و خودش را برای مخاطب از این طریق معرفی نکند ، جور دیگری نمی توانست قصه آغاز شود. کاراکتری که تنها یکبار دیگر او را در فیلم میبینیم  و حذف آن هیچ لطمه ای به ادامه ی روند داستان نمی زند.

وحال که مریم( شخصیت اول داستان ) برای برطرف کردن مشکلات مالی اش میپذیرد که در محیط کاری مادرش  در یک هتل ۵ ستاره کار کند ، فیلم پر می شود از تیپ های جورواجوری که حالا همه می خواهند قصه زندگیشان را برایت تعریف کنند. و با آنکه بازیگران معروفی عهده دار ایفای نقش این کاراکتر ها هستند ولی به علت ضعف فیلمنامه ، برای مخاطب خنده دار میشوند.

همین می شود که بیننده با هیچ کدام از فراز و فرودهای آن تیپ ها ارتباط برقرار نمی کند. نه با پادرد ملیحه (بهناز جعفری) و مشکلی که با پدرش دارد و اینکه اساسا مشکلش چیست؟  و نه با خبر فوت مادر زری (بهنوش بختیاری ) که دو سه باری در فیلم تکرار می شود، به دلیل مصنوعی بودن بازی ها و کارگردانی ضعیف به جای  تاثیر گذاری بر مخاطب موجب خنده او می شود.

 شهاب حسینی هم که سوپرمن فیلم است و به فکر همه ، از حد تیپ بالاتر نمی رود و همین طور باقی تیپ های دیگر . از پدر و مادر مریم گرفته تا خانم محتشم (سحر قریشی) ، تا عسگری (امید روحانی) و حتی خود شخصیت اصلی داستان ، مریم(دیبا زاهدی ) با بازی سرد و شاید زیرپوستی!!

وپس از همه ی این خرده پیرنگ ها ، ورود آمیتاپاچان ( که فقط در فیلم  میفهمیم که مهمان این هتل است ) به عنوان یک عامل خارجی پیش برنده ی داستان وارد میشود.  و بعد هم گم شدن ساعت و یک سری اتفاقات دیگر. و پریدن های از این شاخه به آن شاخه .

قطعا اگر کارگردان به جای این همه شلوغ کاری ، به همان داستان ساده ی وارد شدن دختر به محیط کار مادرش بسنده می کرد و قصه حول او می گشت ، حاصل کار می توانست فیلم بهتری باشد.

آخر فیلم هم چه شد ، سوال خوبیست. خود کارگردان(مهشید افشار زاده) که در مصاحبه* ای گفته که فیلمنامه پایان نداشته و چندباری عوض شده و حتی قرار بود کاراکتر اول فیلم ، مریم،  بمیرد . و ادامه می دهد که مگر مردم ایران چه گناهی دارند . مردم ایران نیاز به شادی و امید دارند.  با تشکر از خانم کارگردان!!! بالاخره آخر فیلم چه شد؟

————————————————————
*حضور در برنامه سینما اکران شبکه تهران در ۱ خرداد ۹۳

مینا محمدی – سرویس سینمایی هفت گاه

 

مطالب مرتبط

۲ دیدگاه‌

  1. سامان الیگودرزی گفت:

    این نوشته شبیه به این شده که نویسنده نه در حال نوشتن بلکه در حال حرف زدنه….و همه ی آنچه که گفته مکتوب شده…
    ضمن اینکه انتقاد بد از فیلم بد ، بدتر از انتقاد نکردنه!

  2. نگین گفت:

    به نظر من هم فیلم توانایی این رو داشت که با کار کردن روی فیلمنامه سرانجام بهتری داشته باشه.
    متاسفانه این فیلم ارزش وقت گذاشتن رو ندارد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × دو =